بسی رنج دیدم در این… ماه بیست.

دوستانی که احتمالاً دیگر این بلاگ بسیار غیر رسمی و شاید بسیار غیر… را دیگر از لینک های صفحه ها تون هم برداشته اید، سلام! فاصله این پست و آخرین مطلبی که در این بلاگ نوشتم، یک سال شد. شاید آن پاییز ۹۱ که با هزار شور و شوق برای قرار دادن زنگ تفریحی برای ذهنم ( درکنار انبوه “اندیشه” ها که تا خرخره غرقشان شده بودم) این بلاگ را شروع کردم، هرگز تصور نمی کردم که یک سال آزگار (!) به آن حتی سر هم نزنم…

بهرحال، عنوان بالا را شرحی عرض می کنم و تمام. درست ده سال پیش بود (۱۳۸۴) که خدمت سربازی را در قالب طرح معلم وظیفه در آموزش و پرورش کرمان (البته نه خود شهر کرمان) انجام میدادم و (و امان از خاطرات آن دوران و دبیرستانی که معلمشان بودم که خود کتابچه پرخواننده ای می شود به تصدیق اکثر آنها که همکلام “خاطرات خدمت” گویی هم بودیم). خلاصه ، روزی که تمام شد، مجموعه ای تصویری از  آن دوران حدود دو سال اجباری تنظیم کردم و عنوانش را گذاشتم ” این ماه بیست” که برگرفته از فرمایش جناب فردوسی بود: بسی رنج دیدم در این سال سی.

خدا می داند چه می دانستم ده سال بعد تر هم باز یک ” بیست ماه ” دیگر را می بندم و بر رنج هایش مهر ختم می زنم . جنس این دوره اما با آن دوره زمین تا آسمان شاید متفاوت بود. زخم هایش کاری تر و شاید هم عمر که جلوتر می رود این طور حس می کنی..

اما این نیز گذشت و خدا می داند اگر باز به دنیا باشم، آن پیچ و خم دهه فرارو کدام سو می رود و فراز و نشیب های آتی چه بر سر گوهری که زمانی خداوند به امانتمان داده است خواهد آورد.

پی نوشت: بحتمل این آخرین نوشته این صفحه بود.

درباره علی عظیمی

به نام خدا 1- معرفی کلی: علی عظیمی، متولد 17 تیر 1361، کرمان، ایران متاهل، دارای دو فرزند، ساکن کرمان 2- تحصیلات: دانشگاه فردوسی مشهد‎ دکتری مدیریت -گرایش مدیریت منابع انسانی‎, 2012 - 2018 دانشگاه شهید باهنر کرمان کارشناسی ارشد مدیریت کارآفرینی- گرایش کسب و کار جدید‎, 2010 - 2012 دانشگاه شهید باهنرکرمان‎ کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی‎, 2000 - 2004 3 - مشاغل: کانون زبان ایران استان کرمان مدیر استان 2016-2019 شرکت ایفاسازان پیشرو‎ مدیرعامل‎, 2010 - present موسسه علمی پژوهشی سوی امید‎ رییس هیات مدیره‎, 2008 - present دانشگاه پیام نور کرمان‎ مدرس‎, 2007 - present کانون زبان ایران‎ مدرس زبان انگلیسی واحد بزرگسالان‎, 2002 - present
این نوشته در شخصی, مطالب عمومی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به بسی رنج دیدم در این… ماه بیست.

  1. Mohammed می‌گوید:

    بلاخره یک روزی که بر میگردید
    آدم نمیتواند کتابی را بخواند و نیمه تمام بگذارد که…
    یک روزی می آیید و همه ی صفحات این وبلاگ را پر میکنید
    آنوقت است که این کتاب میگوید علی عظیمی که بود و چه کرد!
    حیف که این وبلاگ را بعد از رها شدنش پیدا کردم و گرنه میتوانستم با شاعر و معلم گرامیم بیشتر آشنا شوم
    به امید روزی که دوباره به این وب برگردم و شماهم اینطور ناجوانمردانه ولش نکرده باشید!(البته با کمی اغراق و شوخی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


هشت * = 32