How Subjective really the world is indeed!

نی ا

“آخ جون، اومد دوباره…فصل بهاران” که کلاه قرمزی تو برنامه تلویزیونی نوروز امسال (یعنی پارسال) می خوند رو امید، پسرم اینجور می شنید: “آخ جون چقد می خاره” و من هم به تقلید از او این نوع شنیدنش رو بیشتر دوست دارم… بهرحال، امروز این “آخ جون” دوباره برایم محقق شد. بله: آزمون جامع را دادم و… راحت شدم. حدودا دو ماه بود که بخاطر این آزمون خواب و خوراک و آسایشم قطع شده بود. حجم درس ها یک طرف و فشار روحی و روانی اون بیشتر.  خلاصه هر چه بود گذشت و عجیب بود که دقیقا بعد از این دوره سخت که تقریبا همه چیز رو بد و سرد و منفی میدیدم ناگهان (کاملا ناگهان) دنیا زیبا شد. همون پاییزی که تا هفته قبل این همه دلگیر بود، از امروز این قدر دلچسب شده است. همون مسیری که تا دیروز کسل کننده و طولانی بود، الان نشاط آور شده. عجب! فکر نمی کردم واقعا همه چیز این همه ذهنی باشد.

از این پس بیشتر می نویسم اینجا. ( تمام این دو ماه از نوشتن توی بلاگ هم بیزار بودم، تقریبا از همه چیز و همه کس! تنها ادامه دهنده برایم توی هفته آخر شده بود عکس دو فرزندمون که همسرم فرستاده بود و فقط با خنده امید، پسر بزرگترم توی اون عکس بود که دوام آوردم. خدا رو شکر و کاش میشد همیشه اینقدر آروم بود و دوستش داشت. 🙂

درباره علی عظیمی

به نام خدا 1- معرفی کلی: علی عظیمی، متولد 17 تیر 1361، کرمان، ایران متاهل، دارای دو فرزند، ساکن کرمان 2- تحصیلات: دانشگاه فردوسی مشهد‎ دکتری مدیریت -گرایش مدیریت منابع انسانی‎, 2012 - 2018 دانشگاه شهید باهنر کرمان کارشناسی ارشد مدیریت کارآفرینی- گرایش کسب و کار جدید‎, 2010 - 2012 دانشگاه شهید باهنرکرمان‎ کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی‎, 2000 - 2004 3 - مشاغل: کانون زبان ایران استان کرمان مدیر استان 2016-2019 شرکت ایفاسازان پیشرو‎ مدیرعامل‎, 2010 - present موسسه علمی پژوهشی سوی امید‎ رییس هیات مدیره‎, 2008 - present دانشگاه پیام نور کرمان‎ مدرس‎, 2007 - present کانون زبان ایران‎ مدرس زبان انگلیسی واحد بزرگسالان‎, 2002 - present
این نوشته در گروهی, مطالب عمومی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 1 = شش