of those moments of emptiness

این مطلب رو از کتابخانه مرکزی حرم امام رضا (ع) و در یک روز برفی براتون می نویسم… بهترین حالت ممکن! از دیشب تا الان شاید حدود ۱۰ ساعته که مدام داره برف میباره و این دومین برف با حال امساله. یه عکس از حرم امام رضا (علیه السلام) زیر برف، تقدیم به همه دلهای گرمی که عاشق و دلتنگ حرم باصفاش هستند. لینک مشاهده زنده حرم امام رضا (ع) رو هم زیر همین عکس کلیک کنین تا بهتر و بیشتر پیش هم باشیم ( التماس دعا و زیارت قبول 🙂

imam reza's courtyard in snow

 

 

 

 

 

 

 

لینک پخش زنده از حرم امام رضا (ع): www.razavi.tv

درباره علی عظیمی

به نام خدا 1- معرفی کلی: علی عظیمی، متولد 17 تیر 1361، کرمان، ایران متاهل، دارای دو فرزند، ساکن کرمان 2- تحصیلات: دانشگاه فردوسی مشهد‎ دکتری مدیریت -گرایش مدیریت منابع انسانی‎, 2012 - 2018 دانشگاه شهید باهنر کرمان کارشناسی ارشد مدیریت کارآفرینی- گرایش کسب و کار جدید‎, 2010 - 2012 دانشگاه شهید باهنرکرمان‎ کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی‎, 2000 - 2004 3 - مشاغل: کانون زبان ایران استان کرمان مدیر استان 2016-2019 شرکت ایفاسازان پیشرو‎ مدیرعامل‎, 2010 - present موسسه علمی پژوهشی سوی امید‎ رییس هیات مدیره‎, 2008 - present دانشگاه پیام نور کرمان‎ مدرس‎, 2007 - present کانون زبان ایران‎ مدرس زبان انگلیسی واحد بزرگسالان‎, 2002 - present
این نوشته در گروهی, مطالب عمومی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 پاسخ به of those moments of emptiness

  1. mahla می‌گوید:

    یه چیزی تو یه سایت خونم میخواستم اینجا هم باشه آخه به نظر من واقعا قشنگه امیدوارم شما هم خوشتون بیاد
    جایی بهتر از این قسمت پیدا نکردم درباره امام رضا که هست بذار ی چندتا جمله هم درباره مناجات با خدا باشه با اجازه آقای عظیمی
    خدایا عذر میخوام از اینکه به خود اجازه میدم که با تو راز و نیاز کنم.عذر میخوام که ادعاهای زیادی دارم و در مقابل تو اظهار وجود میکنم در حالی که خوب میدونم من زاییده اراده من نیست و بدون خواسته تو هیچ و پوچم
    عجیب آنکه از خود میگویم.منم منم میزنم خواهش دارم آرزو میکنم خدایا……

  2. پارسا می‌گوید:

    خرداد ماه امسال به صورت خیلی اتفاقی بعد از ۱۴ سال رفتم مشهد…۱۴ خرداد ۹۱
    از همون تاریخ من همینطور مستم…مست مست…
    ناخودآگاه وقتی عکس حرم و میبینم یا حتی تصور رفتن دوباره به مشهد رو میکنم اشک تو چشمام جمع میشه…یه چیز خیلی ظریفی اون ته ته ته دلم میشکنه
    من و یادتون نره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


* سه = 24