من بعد از این

بعد از این؟ چه سوال سختی آنهم برای انسان که از یک ساعت بعدش بلکه از نفس و قدم بعدش خبر ندارد اما بهرحال امید هست و باید باشد و باید بود: از لحاظ ظاهر زندگی که بنظر میرسد حدود ۵ سالی سرگرم و درگیر درس و مشق و مظالعه و تحقیق باید باشیم ( و خدا کند بدردی بخوریم، و گرنه بهیچ دردی نخواهد خورد…) و بالتبع آن احتمالا بسته به تصمیم همسرم نیز هست تا ببینیم صلاح در چیست و چه خواهیم کرد. کتابهایی در دست نوشتن و تالیف و نیز ترجمه دارم و مقالاتی هم خوب هست و باید هم باشد، اصلا ما را گرفته اند ( یعنی پذیرفته اند در این مقطع) که همین کارها را حداقل بکنیم و وظیفه است ( اما تا چه حد موفق باشیم و چقدر راهمان را بتوانیم پیدا کنیم و جلو برویم، نمی دانم یا لااقل هنوز برایم روشن نشده است…). خوبی آینده هم همین عدم قطعیتش است، همین که ” او” می داند، بنظرم کافیست.Have God and have all

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


هفت + 1 =