۴- بقچه سوم خاطره ها

۳ از۴: خاطره هایی که زیاد علاقه ای ندارم تعریفشان کنم اما  برای شما تعریفشان می کنم (!)

توضیح: مشاهده متن هرکدام از موارد زیر از طریق منوی بالا و در زیرمجموعه معرفی غیر رسمی، چمدون خاطره ها و سپس در لیست آبشاری بازشونده می باشد.

– اولین خاطره هایی که در طول عمرم بیاد دارم: خانه مادربزرگم

– پیاده رفتنمان در جاده یزد به کرمان همراه پسرعمو

– تابستانهای طولانی در خانه پدربزرگ

– کوه رفتن با بچه قوم ها بدون غذا و فقط با آب!

– ماجرای عینکی شدنم از ۶ سالگی

– معاون مدرسه ابتدایی و گشت زدن در کوچه های بعد از ظهر

– اذان و تکبیر گفتن در مسجد کوچه مان

– اولین دوچرخه ای که برایم خریدند

– دومین دوچرخه ای که برایم خریدند.

– سومین دوچرخه که خودم خریدم

– ماجرای کامپیوتر خریدنم

– خاطره معلم پرورشی راهنمایی و انگلیسی نوشتن سر کلاسش

– خاطره آقا محسن ساندویچی در مدرسه راهنمایی

– خاطره های سرویس مدرسه…

– خاطره زنگهای ورزش دوران مدرسه

– خاطره مدیر دبیرستان، حاج آقا پورافغان

– خاطره اولین ترم تدریسم و ساخت آن فیلم کمک آموزشی

– خاطره ایجاد کارگاه ترجمه در دانشکده

– خاطره هایی از چند همدوره ای لیسانس ( مخصوصا شهرستانی ها)

– خاطرات همکلاسی های دوره راهنمایی و دبیرستان

– خاطرات همکلاسی هایم در کانون زبان

– خاطرات بچه های همسایه در محله قدیمی مان

– خاطرات کنکور دادنها برای فوق لیسانس

– خاطره اولین شغل دومم

– خاطرات جلسه دفاع از پایان نامه ارشد با همراهی همسرم

– خاطره سفر سوریه و لبنان باتفاق خانواده و مادرها

– خاطره سفر نورروز۹۱ به اصفهان،تهران، شمال، کاشان، و یزد با همسر و پسرم

– خاطره آزمون و مصاحبه های آخرین کنکور (!) و شب اعلام نتیجه نهایی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


سه - = 0