اولین دلنوشته سایت: ۹۱/۹/۱

به نام خدا

همه می گویند و مدتی هم هست که مد شده و البته به نظر من این مد هم مثل بعضی “فعال”یت ها که گاهی جنبه افراط یا تفریط دارند، گذرا و سطحی و بیشتر لوث کننده و عقیم کننده خواهد بود تا رشد دهنده و موثر، بهر حال می خواهم در مورد ” ضرورت، اهمیت، و جایگاه امر به معروف و نهی از منکر ” بگویم که هر سال شعارش را در ماههای محرم در جاهایی که می خواهند ژست روشنگری دینی و ادعای اندیشمندی بگیرند بر در و دیوارها می بینیم و امسال حرفش هم نقل گفتگوهای  باصطلاح تحصیلکرده ها و دانشجوها شده.

اما برادر من، پدر من! تا کی شعار، تا کی حرف بی عمل، ضد عمل؟ همین منی که می گویم بله باید زبانی نهی از منکر کنم وقتی خودم هنوز گیر دارم چرا باید با زبانم حرفی بزنم که دلم و دستم و چشمم تایید نمی کنند؟ دخترش رو میگی ، بیچاره چون به صد و یک دلیل نمی تونه ازدواج کنه دانشگاه رو برای شوهر یابی ( تازه در بهترین فرض ممکن) نیز در نظر داره، خداییش یه سوال: حتی  بعضی از همون دخترای چادری و مذهبی دو آتشه، خودشون وقت صحبت با جنس مخالف گاهی بیشتر صدا نازک می کنن، عشوه کلامی و ضمنی و .. میان و حداقل اینکه طولش میدن، یا موقعی که با یه دختر مثل خودشون همون موضوع رو بخوان حرف بزنن؟ یا اینطرف، ما پسرا، چقدر از ذهنمان وجدانا در روز صرف مسئله غریزه جنسی و مسائل متصل به اونه؟ درسته که خدا طفلک (!) ستارالعیوبه اما خودمون که از کارنامه خودمون خبر داریم، وقتی این پسر و این دختر تا بیست و چند سالگی هنوز شرایط ازدواج براشون مهیا نیست و از هر طرف هم مدام می شنود مساله ازدواج ربطی به مسائل اقتصادی نداره و از اون طرف وضعیت اقتصادی خودش رو می بینه ، یعنی شما حقیقتا فکر میکنین وظیفه این جوونای بی گناه اما در فکرهای مختلف گرفتار، اینه که به همدیگه بیان مثلا تذکر لسانی بدن که موهاتو بپوشون و فلان؟ اصلا میشه خودت درگیر این قضیه باشی و منکر و مخالف و جلوگیرنده از آن هم باشی؟

اگر منظورتون از نهی از منکر اینهاست ( که من مطمئنم بیشترش همین هاس بنا به دلایلی که جلوتر عرض خواهم کرد) ، پس لا اقل قبول کنین راهکار اثر بخش تر، حل ریشه ای این مشکل است، بابا! اگه پسر و دختر بدونن که یکی رو بصورت قانونی و شرعی و بااطلاع خونواده هاشون دارن که باهاش این نیاز جنسی شونو برطرف کنن ( ببخشین که وقتی عصبانی میشم، رک می شم) باور کنید بیشتر این مواردی که لازم است بر خود احساس وظیفه کنن و با هزار ترس و لرز  و تشویش و خوددرگیری برن جلو و حرفی و تدکری و نصیحتی بزبون بیارن به جنس مخالف ( که خدا میدونه در فکر و مغزشون چقد دارن برانداز و تحسین و التماسش می کنن…)، بخودی خود و بسیار بی سر و صدا تر و بلکه فراگیرتر و موثرتر درجامعه حل می شود.

اما ایکاش وقتی می گفتیم امر به معروف و نهی ازمنکر، منکرات و مفاسد و من می خواهم بگویم فحشا هایی مثل هدر دادن توان و زمان انسان ها با حرف های فقط حرف ( منظورم هم گهگاهی در جمع های دانشجویی و هم در برخی کلاس درس بعضی دانشگاه ها و شاید هم مدارس است)، کاش دروغ هم وجدانا ( و بقول بعضی ها ناموسا) از نگاهمون بیشتر یک منکر بود تا یک مصلحت، کاش ریا و دورویی و نفاق هم به همین اندازه که  نو جوونترها زشت و منفورشون میدونن، در ته ته  همه دلها منکر بودند. از این حرفا زیاده، خلاصه کلام اینکه: ” …خدا کند که بیایی…”

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


پنج + 5 =